Back to Top

 

                  

 

 

    

تعریف برند از نظر انجمن بازاریابی آمریکا

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 12:06
بازدید: 2784

تعریف انجمن بازاریابی آمریکا (AMA) برای برند چنین است:

" یک نام تجاری(اصطلاح حقوقی بکار رفته برای Brand) یک نام ، اصطلاح ، علامت ، نشان یا طرح یا ترکیبی از این هاست که برای شناسایی کالاها یا خدمات فروشنده یا گروهی از فروشندگان و متمایز کردن این کالاها یا خدمات رقبا به کار می رود ."

به طور خلاصه می توان گفت یک برند و یا همان نام تجاری :

سبب شناسایی فروشنده یا سازنده می شود.
یک برند در حقیقت تعهد دائمی یک فروشنده برای ارائه مجموعه ای از ویژگی ها ، مزایا و خدمات خاصی به خریداران است.
به هر روی تا زمانی که یک محصول / خدمت دارای وجه ممیزه مشخصی نباشد نمی توان به سادگی آن را برند نمود و این برند را به گونه ای پایدار پاسداشت.

وجوه تمایز برند می تواند :

کارکردی منطقی یا ملموس و یا حتی غیرملموس داشته باشد .

بیشتر برندها ضامن سطح معینی از کیفیت اند. اما یک برند می تواند سمبل موارد پیچیده تری هم باشد مانند :

ماهیت محصول
شخصیت محصول
فرهنگ استفاده ازمحصول
شخصیت استفاده کننده از محصول.
برندها دارایی های نامشهود شرکت ها هستند که باعث افزوده شدن ارزش نهایی محصول نزد مشتریان شده و برای سهامداران ایجاد ارزش افزوده سهام می کند و باعث افزایش درآمد شرکت می شود.

یک برند در واقع به شدت متاثر از هویت بصری محصولات / خدمات و محل ارائه و چگونگی ارائه می باشد.

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط :  برند سازی | ابعاد برندانتخاب نام شرکت و انتخاب نام برندمفهوم هویت برند | Brand Identity

ریشه لغوی برند

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 12:03
بازدید: 3066

1) واژه برند برگرفته از کلمه نروژي برندر، به­ معناي سوزاندن و داغ کردن است که توسط وايکينگ­ها به­ فرهنگ لغت انگليسي راه يافته و در نهايت در زبان روزانه مرسوم گشته است. (رايزباس، 2003)

2) واژه برند يك كلمه انگليسي قديمي به معني هيزم است و به علامت‌گذاري حيوانات توسط مالكان برای شناسايي آن‌ها اتلاق مي‌گرديد. در غرب وحشي نيز گاوچرانان و گله‌داران براي جلوگيري از سرقت احشام، آن‌ها را بوسيله داغ‌هاي مشخص علامت‌گذاري مي‌نمودند. در حدود قرن دهم علايم بازرگاني به صورت طرح‌هاي ساده‌اي متشكل از خطوط براي اثبات مالكيت كالاهايي كه به دليل صدمه يا غرق شدن كشتي، سرقت و يا هر دليل ديگر ناپديد مي‌شدند، مورد استفاده قرار مي‌گرفت. برند در حوزه بازاریابی انبوه، در قرن نوزدهم و همزمان با ظهور کالاهای بسته‌بندی شده مطرح گردید. (حيدرزاده و همكاران)

3) علامت­ گذاري حيوانات به­ منظور شناسايي و جلوگيري از سرقت آن­ها به­ زمان­هاي بسيار دور برمي­گردد. در نقاشي­ هاي ديواري مصر پيش از تاريخ و همچنين در نقاشي­ هاي غارهاي اروپايي عصر برنز، علامت مالکيت داغ شده روي گله گوسفند يافت شده است. (ملين، 1999)

4) برند یک نام و یا سمبل متمایزی است که تولیدکنندگان و عرضه کنندگان برای شناسایی کالاها یا خدمات خود و تمایز آن از محصولات رقیبان به کار می برند. (آکر، 1991 و کاتلر، 1996)

5) برند یک نام، واژه، سمبل، طرح یا ترکیبی از آن‌ها است که با هدف شناساندن محصولات و یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان به مشتریان و همچنین تمایز محصولات از سایر رقبا استفاده می­شود. یک برند، به یک محصول یا خدمت ابعادی را اضافه می‌کند تا آن محصول یا خدمت از سایرین متمایز گردد. این تمایزها می‌تواند کارکردی منطقی، ملموس و یا حتی غیرملموس داشته باشد. (انجمن بازاریابی آمریکا) (کاتلر و ديگران، 2001)

6) برند، نام و نشانی شاخص است که توانایی تفکیک و تمایز بین فروشندگان و کالاها و رقبای آن‌ها را داراست و البته حامی مشتری و تولیدکننده در برابر رقبایشان است. (جوزف و جيمي بويت، 1388)

7) يك برند خوب، يك محصول، خدمت، فرد يا مكان قابل شناسايي است كه خريداران و يا كاربران به دلیل منحصر به فرد بودن آن و یا اضافه شدن ارزش‌هايي به آن كه با نيازهاي آنان ارتباط نزديك دارد، مناسب بودن آن‌را درك نموده‌اند. (كتابچه راهنماي برند مقاصد گردشگري)

 

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط :  تعریف آگاهی برند | دانش برندمفهوم اعتبار برند | Brand Creditمفهوم برجستگی برند | Brand salience

تعریف برند از دید کیفیت

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 12:00
بازدید: 2910

1) برند قرارداد نانوشته‌اي در مورد ارزش ذاتي، انتظاري از عملکرد، پيماني مبنی بر ارایه کيفيت خوب با مصرف­ کننده، قابل پيش­ بيني، پيماني نانوشته، ارائه کننده اعتبار نامه، نشان اعتماد و ريسک کاهش يافته، شهرت و اعتبار و مجموعه‌اي از خاطرات است و نهایتاً هم می­تواند بیشتر از همه این‌ها باشد. (داریل تراویس)

2) برند جزء نامحسوس ولی بسیار مهم از دارایی سازمان است. برند قراردادی با مشتری در ارتباط با سطحی از کیفیت یا ارزش که همراه با محصول و یا خدمت ارائه می­شود. برند کمکی است به مشتری در جهت تصمیم­ گیری مطمئن برای خرید است. (اسکات)

3) برند تلفیقی از خصوصیاتی است که توسط تشکیلات تجاری وعده داده شده و به موجب آن منافع و ارزش­هایی را که مشتریان انتظار دارند به آنان عرضه می­کند. همچنین برند یک ابزار است و نه فقط یک هدف، که اگر به درستی و مؤثر به کار گرفته شود، باعث شکل گیری دارایی با ارزش ناملموسی تحت عنوان ارزش ویژه برند می­شود که با خود منافع بیشماری به همراه دارد. (وود, 2000)

4) از نظر مفهوم برند عبارتست از نام یا نمادی که سازمان آن را با هدف ارزش آفرینی برای ذینفعان خود مورد استفاده قرار می­دهد. (جان میلر و دیوید مور)

 

 

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط :  تعریف مفهوم ارزش برند | ارزش ویژه برندبرند سازی | برندینگانتخاب نام شرکت و انتخاب نام برندمفهوم برجستگی برند | Brand salience

برند سازی | برندینگ

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 11:58
بازدید: 3069

درتعاريف جديد، برند شامل موارد زیر نمی باشد:
ساختمان - تجهيزات - اشيا
افرادي که مديريت مي شوند
بلکه برند، ادراک و يا احساسي است که مشتريان از محصولات و خدمات ما در ذهن خود دارند.
در واقع برند سمبلي است که با تعداد زيادي دارايي و تعهد ذهني پيوند خورده و هدف آن شناسانده شدن محصولات و ایجاد تمایز است. (كالن باري، 2010)
برندي قدرتمند است که:
عمل به وعده ­ها و تعهدات
قدرت و توانمندي خود را در طول زمان ارتقاء داده
به سادگي در موقعيت ها و شرايط مختلف به ذهن مشتري فرا خوانده شوند. (لين كلر، 2008)
استرن ادعا مي­کند که مفهوم برند زياد از حد تعريف شده است در نتيجه معاني مختلفي هم دارد. اين امر خود براي پژوهش­گران بدل به معضل و چالش شده است, زیرا که ایشان در این راه در عمل مفهوم يکسانی را تحت نام­ هاي مختلف يا مفاهيم مختلف در تحت يک نام بررسي خواهند کرد.
معاني استعاري و ادبي هردو در ساختن تعريف مهم هستند، جايي که زبان روزمره به­ واژه ­هاي زبان رسمي علمي ترجمه مي­شود. استرن بحث می کند که کلمه برند می تواند هم به ­عنوان يک شی و هم يک فرآيند طبقه­ بندي شود بستگي به ­اين دارد که به­ عنوان يک اسم يا يک فعل مورد استفاده قرار مي­ گيرد.
وقتي کلمه برند به­ عنوان اسم به­ کار مي­ رود:
شخص
مکان
چيز
وقتي برند به­ عنوان فعل به­ کار مي­ رود
فرآيند ساختن يک محصول معنادار (نام­گذاري يا جايگاه ­سازي يک محصول)
جنبه­ هاي عملکردي برند مثل هويت برند و شهرت برند (هر دو به­ عنوان اسم) قابليت انعطاف اين مفهوم را مي­رساند.
دو کلمه برندسازي و برندینگ به­ عنوان فعل، نشان­ دهنده اين است که چگونه معني برند در طي زمان تغيير کرده است.
استرن بيشتر توضيح مي­ دهد که در دنياي مادي، يک برند يک نام يا مارک همراه با محصول است، در حالي­که در ذهن مردم به­ حضور و يا درک ذهني از يک معناي روان­شناسانه برمي­ گردد. (استرن، 2006)
يک برند معتبر مجموعه ­اي از تداعي­ هاي ذهني خاص (منحصر به ­فرد)، قوي (برتر از رقبا) و مثبت (ايده­ آلي) است که توسط مشتري به ­ارزش ادراک شده از محصولات و خدمات اضافه مي­ شود. (کاپفرر، 1998)
در رويکرد استراتژيک، برند شرکت تمرکزش بر ترجمان استراتژي به تاکتیک­ های هم­خوان با هویت برند می­ باشد و این امر را توسط ارتباطات برند به ذهن و ضمیر مخاطبان مرتبط می­ سازد. (بالمر، 1995)
یک برند مجموعه­ ای از عقاید و احساسات درونی مشتریان و مصرف­ کنندگان است که جایگاهی ویژه در چشم و ذهنشان دارد و مبتنی بر مزایای معنوی و کارکردی دریافت شده می­باشد. (دوآن نپ)
یک برند مجموعه­ اي از ارزش­هاي عملکردي و احساسي که به ذی­نفعان يک تجربه مشخص و ویژه را وعده مي­دهد. اين تعريف جنبه­ هاي نامشهودي را بارز مي­ کند (ارزش­هاي عملکردي و احساسي). (دوچرناتوني)
برند مجموعه­ ای از تصاویر و برداشت­ ها در ذهن مصرف­ کننده است. (فلدویک, 2000)
یک کالا چیزی است که در کارخانه ساخته می­شود، اما یک برند چیزی است که به وسیله یک مشتری خریداری می­شود. (الیور، 1999)

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : برند سازی | برندینگمزیت های داشتن یک برندانتخاب نام شرکت و انتخاب نام برندمفاهیم کلیدی برند | تعاریف برند

تعریف برند از دید کلی و جامع نگر

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 11:55
بازدید: 3206

1) برند نقطه آغازين كليه تصميم‌گيري‌هاي بازاريابي و ايجاد رسانه است. (آكر، ۲۰۰۵)
2) برند شامل
ترجمان ديداري
ترجمان نوشتاري
ترجمان رفتاري حضور تجاري منحصر به­ فرد یک سازمان می باشد.
اين تعريف همه­ جانبه، اين حقيقت را آشکار مي­کند که برند به­ راه­ هاي گوناگون بيان شده نه فقط از طريق بازاريابي. (بيکرتون 2003)
3) یک برند چکیده ای است از
هویت
اصالت
ویژگی
تفاوت
یک برند این اصطلاحات را که در یک کلمه یا علامت متمرکز شده است، برمی­ انگیزد.
یک برند یک محصول نیست؛ منبع محصول، معنا و جهت آن است و هویت آن را در زمان و مکان تعریف می­ کند. محصولات نمی­ توانند در مورد خود صحبت کنند، برند همان چیزی است که به آنها معنا می­ دهد و از جانب شان صحبت می­ کند. (کاپفرر، قربانلو، 1385) كلر (2002)
4) مزاياي ايجاد يك برند قوي را در اين موارد خلاصه مي‌كند:
درک بهتر از کارایی محصول
وفاداری بیشتر
آسیب پذیری کمتردر مقابل اقدامات بازاریابی رقابتی و بحران های بازاریابی
حاشیه امنیت بیشتر
کاهش حساسیت مصرف‌کنندگان نسبت به افزایش و کاهش قیمت‌ها (کشش قیمت)
حمایت و همکاری تجاری بیشتر
افزایش تاثیر ارتباطات بازاریابی
فرصت فروش و تولید تحت لیسانس
توسعه برند. (ليم، ۲۰۰۹) گاردنر و لوی (1995)
5) برند را نمادی پیچیده معرفی می­ کنند که ارائه دهنده طیف گسترده­ ای از ویژگی­ ها و نظرات است.
برند، نه تنها به وسیله ظاهر، بلکه مهم­تر، بوسیله تداعی که ایجاد می­ کند چیزهای زیادی به مشتریان می­ گوید و در طول زمان در ذهن مصرف­ کنندگان باقی خواهند ماند. از طریق برند محصولات و خدمات شرکت به مشتری شناسانده و از رقبا متمایز می­شود و در نهایت تصویری مطلوب را به مخاطب انتقال می­دهد. (سلمن و استورت، 1997)
6) برند شامل تمامی اندیشه­ ها، احساسات، هیجان­ ها و وابستگی­ هایی است که برمی­ انگیزد. بنابراین وقتی یک برند ارزش دارد که توانایی نفوذ در رفتار کسانی که برند را می­ بینند و روزمره کردن ترجیحات، نگرش و رفتار خریدشان را داشته باشد. ترجیح مصرف­ کنندگان، قصد خرید و انتخاب برند؛ پاسخ های مطلوب مصرف کنندگان به سوی عناصر آمیخته بازار را در مقایسه با برندهای دیگر نشان می­ دهد. (محرابی و لاچینی، 1390)

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط :  تعریف شخصیت برند | Brand personalityمفهوم تصویر برند | Brand Imageمزیت های داشتن یک برند

مفاهیم کلیدی برند | تعاریف برند

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 11:53
بازدید: 2688

جايگاه برند (Brand Position)

تلاشي آگاهانه براي گزينش جايگاهي خاص از يک تصوير در ذهن مخاطب (Ries & Trout, 1982)
تصوير برند (Brand Image)

تلاشي آگاهانه براي ساخت و القا يک تصوير در ذهن مخاطب (Balmer, 1998)

هويت برند (Brand Identity)

تلاشي آگاهانه براي نمود دادن جايگاهي خاص ايجاد شده از سازمان (Kapferer, 1997)
تصوير سازماني (Corporate Image)
تلاش براي ايجاد تصوير مورد نظر از سازمان در ذهن ذينفعان داخلي (Abratt, 1989)

شخصيت سازماني (Corporate Personality)

تلاش براي دروني شدن ارزش‌هاي سازماني و نمود آن در رفتارها و ارزش‌هاي پرسنل (Barney, 1986)

هويت سازماني (Corporate Identity)
تلاش براي يکپارچه‌سازي بصري و ذهني سازمان براي ذينفعان (Balmer, 1997)

شهرت سازماني (Corporate Reputation)
هويت يکپارچه درون سازماني در سازمان‌ها تابعه و نحوه تعميم آن به سازمان‌هاي تحت ليسانس (Rindova, 1997)

برند سازماني (Corporate Brand)

يکپارچه‌سازي کليه فرايندها و رفتارهاي درون و برون سازماني در راستاي اهداف سازمان (Balmer, 2001)

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط :   برند سازی | ابعاد برندتعریف برند از دید کیفیتمفهوم هویت برند | Brand Identity

 

برندهای برتر