Back to Top

 

                  

 

 

    

رمز های موفقیت شرکت ماکروسافت

منتشر شده در سه شنبه, 02 تیر 1394 07:34
بازدید: 2115

رمزهای انجام کسب و کار به شیوه بیل گیتس به قرار زیرند :
1- در مکان مناسب و زمان درست دست به کار بزن
نسبت دادن موفقیت مایکروسافت به یک شانس و اقبال فوق‌العاده یعنی تضمین قرارداد تامین سیستم عامل برای اولین کامپیوتر شخصی آی بی ام راحت و آسان است. ولی در این کار عوامل دیگری بیش از شانس و اقبال دخالت داشته است. گیتس اهمیت معامله آی بی ام را تشخیص داد. او می‌دانست که آن معامله می‌تواند تاریخ کاربرد کامپیوتر شخصی را دگرگون کند و او بیش از شش ماه به طور خستگی‌ناپذیری کار کرد تا شانس موفق بودن را به حداکثر برساند .
2- عاشق فن ‌آوری باش

 

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های موفقیت مداوم مایکروسافت دانش و آگاهی فنی گیتس بوده است. کنترل تصمیم‌های کلیدی و مهم در این زمینه به عهده وی بوده و در بسیاری از مواقع او سمت و سوی فن‌آوری را روشن‌تر از رقبایش تشخیص داده و همچنین آماده بوده که راه را نشان دهد .

3- هیچکس را زندانی خود مکن
گیتس رقیب سرسختی است. هر کاری که کرده برنده شده. به عنوان یک معامله‌گر، این کار او را یک مذاکره کننده فوق‌العاده انعطاف‌ناپذیر می‌سازد. او استخوانی لای زخم باقی نمی‌گذارد و به طور آشکار در مورد رقبای کاری صحبت می‌کند .
4- افراد باهوش را استخدام کن
<<افراد دارای بهره یا ضریب هوشی بالا» اصطلاحی است در مایکروسافت برای باهوش‌ترین افراد. از همان ابتدا، گیتس همیشه اصرار داشته که شرکت به بهترین ذهن‌ها نیاز دارد. از اینکه افراد نادان از نظر فن شناختی به او صدمه نمی‌زنند خرسند است. در برخی جاها این کار به عنوان نخبه‌گرایی محسوب شده و انتقادهایی را برانگیخته ولی اثرات مثبتی داشته است. شرکت قادر به استخدام بسیاری از دانشجویان تیزهوش شده که مستقیما از دانشگاه به امید کار در بهترین شرکت جذب می‌شوند .

5- رمز بقا را یاد بگیر

گیتس به راحتی می‌پذیرد که رقبایش بیشتر نبردهای بازرگانی را به خاطر اشتباهات خودشان باخته‌اند. آنچه او به ویژه در آن مهارت دارد فرار از دام‌هایی است که دیگران در آن می‌افتند و این در حالی است که او از فرصت‌های ناشی از اشتباهات دیگران بهره‌برداری می‌کند .
6- انتظار تشکر و سپاس‌گزاری نداشته باش
بیل گیتس اهمیت داشتن دوستان را در جایگاه‌های بالا می‌داند. با وجود نبرد جاری او با تنظیم‌کنندگان ضد تراست آمریکا، تلاش کرده که نظر مدیران اجرایی شرکت‌های فورچون 500 را جلب نموده و گردهمایی‌هایی از مدیران اجرایی در سیاتل و سایر شهرها در سراسر ایالات متحده برگزار می‌کند .

7- جایگاه برتر را انتخاب کن

بیل گیتس نوعی رهبر جدید در کسب و کار است. در طول سالیان، بارها نشان داده که گویا او نزدیک‌ترین ارتباط را با غیب‌گوی صنعت کامپیوتر دارد. درک عمیق او از فن‌آوری به عنوان یک شیوه منحصر به فرد از ترکیب کردن داده‌ها به او توانایی ویژه‌ای داده که روندهای آتی را دریابد و استراتژی مایکروسافت را هدایت و راهنمایی کند. این کار نیز مایه شگفتی در بین طرفداران مایکروسافت و مرعوب شدن رقبای آن شده است .
8- همه پایگاه‌ها را تحت پوشش قراربده
عنصر مهم و کلیدی موفقیت مایکروسافت همانا توانایی آن در اداره و کنترل چند پروژه بزرگ به طور همزمان می‌باشد. خود گیتس یک فرد چندکاره اصلی است و گفته می‌شود که قادر به انجام چند گفت‌وگوی فنی به طور هم‌زمان می‌باشد، این توانایی قابل توجه وی در روش و نگرش شرکت بازتاب یافته است. به عبارت دیگر مرتب در حال کشف بازارهای جدید و کاربردهای جدید نرم‌افزاری است. با این کار حذف کارهای بزرگ بعدی منتفی است .

9- یک کسب و کار جمع و جور را تدارک بین

در پیوند با ارزش‌گذاری بازار سهام شرکت، مایکروسافت نسبتا شرکت کوچکی باقی مانده است. همچنین از نظر داخلی، شرکت همواره به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شده تا مناسب‌ترین محیط گروه بازرگانی را حفظ کند. گاهی اوقات، تغییرات به قدری سریع بوده که به نظر می‌رسد مایکروسافت تقریبا به طور هفتگی بخش‌های جدید ایجاد می‌کند. گیتس به حفظ یک ساختار ساده اعتماد دارد تا او را قادر به حفظ کنترل شرکت کند. هر موقع احساس کند که خطوط ارتباطی در حال کشش یا نامشخص است او در ساده کردن ساختار تردیدی به خود راه نمی‌دهد .
10- همیشه مراقب کارهایت باش

اکنون بیش از دو دهه است که گیتس در بالای سر کار و حرفه خود است . در این زمان او ثروتمندترین مرد جهان است که برای کسی که هنوز در اوایل دهه چهل سالگی خود است بد نیست. معذالک با وجود ثروت هنگفت و موفقیت‌هایش هیچ نشانه‌ای از کم شدن فعالیت گیتس دیده نمی‌شود. او می‌گوید که با این «ترس پنهان» برانگیخته می‌شود که ممکن است کار بزرگ بعدی را از دست بدهد. اوتمایلی به تکرار اشتباهات سایر شرکت‌های مسلط کامپیوتری نظیر آی- بی- ام و اپل (Apple) را ندارد

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط :

 

 

 

تحلیل برند پفیش(مرحله اول)

منتشر شده در سه شنبه, 02 تیر 1394 07:33
بازدید: 2071

انتخاب برند پفیش به عنوان نمونه­ ی کلاسیکی از خطای ارتباطات یکپارچه­ ی برند،بدین جهت می­باشد که این تحلیل به روشنی ثابت می­نماید، اهمیت توجه به فاز مفهوم­ سازی و یکپارچگی عناصر ارتباطات یکپارچه­ ی برند، کمتر از انتخاب صحیح متدولوژی و مراحل اجرایی آن نیست؛ چرا­ که با وجود مزیت رقابتی منحصر­به­ فرد این محصول و متدولوژی صحیح بازاریابی و برندسازی به کار گرفته شده، که نویدبخش موفقیت سریع این محصول در بازار رو به رشد اسنک بود، هنوز پس از سه سال حضور در بازار، این انتظار محقق نگردیده و جایگاه کنونی این برند با چشم­ اندازها و اهداف تعیین شده­ ی آن فاصله دارد .

ابزار، شاخص­ها و مراحل ارزیابی:
هر فرایند در نتیجه­ ی انگیزه و هدفی آغاز می­گردد و نیاز به ابزارها و متدولوژی دارد تا به هدف آغازین خود دست یابد. برای رسیدن به ارزیابی مناسب از برند پفیش که در حوصله­ ی مخاطبین این گزارش بگنجد و نتایج آن ملموس باشد، شاخص برند­ آگاهی و میزان همسویی و یکپارچگی تصویر برند در ذهن مشتری با تصویر هدف، مورد ارزیابی قرار می­گیرد. متدولوژی ارزیابی بر پایه­ ی تحلیل میزان همسویی و یکپارچگی المان­های در دسترس همچون نام، شعار، رنگ، کاراکتر، تبلیغات و پیام تبلیغاتی، محل­های حضور ترویجی و تبلیغاتی و ... که عناصر هویت بصری، کلامی و نوشتاری برند پفیش نامیده شده­اند، با اهداف، ارزشهای پایه و چشم­انداز متصور برای این برند که اسناد بالادستی نامیده شده، انجام می­گیرد.
ممیزی برند پفیش:
در مرحله ­ی اول، به بیان مفاد اسناد بالادستی که معیار سنجش و ارزیابی هستند پرداخته می­شود؛ در مرحله­ ی دوم به برشمردن فعالیت­های عملی برند پفیش، تحت قالب عناصر هویت برند می­ پردازیم و در سطح خرد، تکنیک های اجرایی و برونداد آنها را بر اساس استانداردها و نیز ارزیابی میزان همسویی تک­تک عناصر با اسناد بالادستی تحلیل می­ نماییم. مرحله­ ی سوم به تحلیل یکپارچگی عناصر هویت برند پفیش می­ پردازد که در حقیقت سطح کلان تحلیل است که میزان یکپارچگی و هم­افزایی تمام عناصر و اسناد بالادستی را با یکدیگر ارزیابی می­ نماید.
اسناد بالادستی برند پفیش (مرحله اول):
اسناد بالادستی هر برندی شامل سند چشم­انداز برند، ارزش­هاي پايه و بیانیه­ی ماموریت برند می­باشد که به ترتیب، آن دسته از اهداف دراز مدت، مباني اخلاقي و اعتقادات ژرف­ساختي و طیف فعالیتهای سازمان است که با اتکا بر مديران هر برندي چه در هنگام پايه­گذاري آن و چه در هنگام توسعه و اعتلاي آن برند بايد مدنظر قرار گرفته شود.
اين دسته از اسناد محل رستنگاه و ريشه­هاي حيات يک برند مي­باشند و تمامي هويت و شخصيت هر برندي از اين بستر نمو مي­گيرد. مفاد این اسناد تعدادي مشخص (و البته نه زیاد) از اصولي هستند که قطب­نماي حرکت و مقياس پويش­هاي آتي سازماني مي­باشند که برای ایجاد یک برند موفق می­ بایست به درستي در تمامی ارکان عملیاتی هر برندی، منعکس شده و مصداق يابند.

چشم ­اندازهای سازمان:

استیلا به سهم بازار تنقلات سالم و فرا­­سودمند و صادرات پفیش به کشورهای دیگر با توجه به اینکه موفقیت برند پفیش در گرو استفاده از مزیت رقابتی آن، که همانا ارائه­ی شکل جدیدی از خوراکی­های میان­ وعده­ی سالم و سودمند است.

ارزشهای پایه­ ی برند پفیش:

ماموریت سازمان:

تولید محصولات سلامت و ارتقاء فرهنگ سلامت در صنعت اسنک

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : برند در صنعت گردشگری ،برند سازی در گردشگری، برندسازی تجربه محور

تاریخچه والت دیزنی

منتشر شده در سه شنبه, 02 تیر 1394 07:16
بازدید: 13570

 «پول و ثروت، یک نتیجه است.» بسیاری از مربیان پیشرفت شخصی در سراسر جهان در خلال آموزه های خود بارها و بارها به این موضوع اشاره می کنند. در دنیای واقعی شاید یکی از مهم ترین مصداق های این جمله شخص والت دیزنی باشد که 80-90 سال پیش رویاهایی را به عینیت رساند که هنوز همدم خیلی هاست و نه تنها کودکان را سرگرم می کند که تماشای آن ها خیلی از بزرگسالان را سرحال می آورد.

اگر طالب بزرگی و سرافرازی هستید سراغ رویاهای تان بروید و آن وقت می بینید که چیزی به نام معجزه به کار می افتد. این درس زندگی والت دیزنی ست. تمام درس های برندسازی که در تمام دانشکده ها و سمینارهای دنیا آموزش داده می شوند مصداق اش در والت دیزنی یافت می شود؟
آموزه هایی مثل تفاوت، تمرکز، خلق تصویر ذهنی و از همه مهم تر جمعیت هواداران سفت و سخت یک نام و نشان تجاری. داستان والت دیزنی و برندش مثل خود آثارش احساسی و پرشور است هم برای ما که در عصر ارتباطات دنبال تاثیرگذاری فرهنگ خود بر سایر اقوام و ملل هستیم درس های اساسی و بنیادینی در بر دارد.


1910 - 1901 

والتر الیاس دیزنی، در 5 دسامبر 1901 در ایلینویز شیکاگو به دنیا آمد. پدرش الیاس دیزنی، یک کانادایی ایرلندی تبار بود و مادرش، فلورا کال دیزنی، تباری آلمانی داشت. خانواده دیزنی صاحب 4 پسر و یک دختر شدند که والت دومین فرزند خانواده بود. اندکی بعد از تولد والت، پدر برای پیدا کردن طلا. خانواده دیزنی را به مارسلین در میسوری برد. والد بیشتر دوران کودکی خود را در این شهر گذراند. والت از کودکی علاقه زیادی به نقاشی و هنر داشت. وقتی 7 سال بیشتر نداشت، طراحی ها و نقاشی های خود را به همسایگان می فروخت و به جای انجام تکالیف مدرسه از پرندگان و درختان نقاشی می کشید. از نزدیک مزرعه دیزنی ها، راه آهن سانتافه می گذشت، عموی والت در این خط مهندس خط، بین آیوا و مارسلین بود. والت بعدها کاری تابستانی در این خط گرفت و روزنامه، ذرت بوداده و نوشابه به مسافران می فروخت. در این دوران والت، در دبیرستان مک کینلی ثبت نام کرد. در آنجا دیزنی طراحی و عکاسی آموخت و وقت اش را صرف درآوردن روزنامه مدرسه کرد. شب ها هم در آکادمی هنرهای زیبا ثبت نام کرده بود، تا هنر طراحی را بهتر بیاموزد.

1910-1914

خانواده والت همواره با فقر دست و پنجه نرم می کرد، اما با این حال مادر و برادر بزرگ تر او «ری» از تشویق او دست برنمی داشتند. در این دوران دیگر فقر این خانواده را خسته کرده بود و آنها راهی کانزاس شدند، تا شاید در آنجا گشایشی بیابند. در کانزاس والت در مدرسه هنرهای نمایشی ثبت نام کرد، در مدرسه او همیشه دوستانش اش را با درآوردن ادای هنرمند مطرح آن زمان، چارلی چاپلین، سرگرم می کرد. معلمان اش همیشه او را پای تخته می بردند تا برای شاگردان داستان بگوید. داستان های او همواره همراه بود با تصاویر کارتونی قهرمانان که با گچ، پای تخته می کشید. این کارتون ها اولین تصاویر کارتونی والت دیزنی بود.

1914-1918

با شروع جنگ در سال 1918، دیزنی سعی کرد که در ارتش ثبت نام کند. اما او 16 ساله بود و سن اش کمتر از سن قانونی محسوب می شد و او را نپذیرفتند. والت، برای رفتن به جنگ راه دیگری پیدا کرد و وارد صلیب سرخ شد، در آنجا او را راننده آمبولانس کردند. آمبولانس او را در جنگ همه می شناختند، چون به جای آنکه با پوشش های جنگی استتار شده باشد، کارتون هایی که والت دیزنی کشیده بود سراسر خودرو را پوشانده بود. قوتی از فرانسه برگشت، دوست داشت که کارش را در هنر ادامه دهد، اما هنری که بتواند با بازار پیوند برقرار کند، او انیمیشن را انتخاب کرد.

او در کانزاس، برای شرکت های تجاری انیمیشن های تجاری تولید کرد. موفقیت او باعث شد که تصمیم بگیرد، اولین انیمیشن مستقل خود را با نام «داستان های آلیس» بنویسد، این انیمیشن اقتباسی بود از کتاب «آلیس در سرزمین عجایب» که در شخصیت های داستان اغراق شده بود و «ویرجینیا دیویس» با شخصیت های کارتونی که به فیلم اضافه شده بود بازی می کرد. اما پول اش تمام شد و شرکت تازه تاسیس او «لف-او-گرمز» ورشکست شد. او تسملیم نشد و نسخه های نقاشی شده این انیمیشن را برداشت و چمدان اش را بست و به سمت هالیوود رفت تا آنجا سرنوشت خود را دنبال کند. وقتی به هالیوود می رفت، هنوز بیست و دو سال اش نشده بود.

1920-1945


در هالیوود، والت دیزنی از شکست «داستان های آلیس» واهمه داشت. برادرش ری، که در کالیفرنیا زندگی می کرد و همیشه دوستدار کارهای والت بود، به او 250 دلار داد. آنها با گروگذاشتن کل دارایی های خود، 500 دلار دیگر هم قرض گرفتند و در گاراژ عموی شان، کار خود را شروع کردند. به زودی، آنها سفارشی را از نیویورک و خانم «مارگارت جی وینکلر» دریافت کردند که از آنها خواسته شده بود که «داستان های آلیس» را با نام «آلیس در سرزمین کارتونی» به این شرکت بفروشند. پول به دست آمده از این تجارت، به آنها این امکان را داد که دفتری در مرکز هالیوود برای خود دست و پا کنند.

در سال 1927، آنها به تولید مجموعه آلیس خاتمه دادند و والت دیزنی شخصیت جدیدی به نام «خرگوش خوش شانس، اسوالد» ساخت. این فیلم موفقیت خوبی کسب کرد و استودیو یونیورسال آن را در سراسر آمریکا روی پرده برد، اما اختلاف با شوهر خانم وینکلر، آنها را به دادگاه برد و دادگاه علیه دیزنی رای داد و امتیاز شخصیت «اسوالد» به چارلز مینز رسید. از دست دادن امتیاز شخصیت اسوالد والت دیزنی را به این فکر انداخت که شخصیت جدیی برای خود خلق کند. بنابراین والت شخصیتی خلق کرد که آینده این شرکت را تغییر داد و هنوز هم محبوب است: میکی ماوس.

اما کمپانی به موفقیت میکی ماوس دل خوش نکرد و مجموعه دیگری به نام «سمفونی های احمقانه» را به بازار داد. این سری کارتون ها، هرکدام داستان های جدایی داشتند و به جای آنکه موضوع داستان بر مبنای شخصیتی خاص مانند میکی ماوس و حرکات بانمک او باشد، بیشتر بر حول فضا، حرکت و موسیقی بود. قسمت «گل ها و درخت ها» از این سری فیلم ها، برنده جایزه بهترین کارتون در سال 1932 شد. این کارتون، اولین کارتون رنگی دنیا بود. از این تاریخ، تا یک دهه بعد، کمپانی دیزنی هر سال یک اسکار در یک بخش می برد. کارتون هایی مانند «سه بچه خوک کوچولو» و «چه کسی از گرگ بد گنده می ترسد» آن قدر موفق شد که بعضی ها حتی این دو کارتون را یاری رسانی، برای پایان رکود بزرگ تاریخی آمریکا می دانند.

آن منتقدان باور داشتند که انیمیشنی که بیش از 8 دقیقه باشد، برای موفقیت اش امیدی نمی توان داشت. اما دیزنی تصمیم گرفته بود که کارتونی بلند بسازد و انیماتورها دست به کار شدند. انیمیشن «سفیدبرفی و هفت کوتوله» سه سال زمان برد و منابع عظیم مالی شرکت را به اتمام رساند تا اینکه در کریسمس 1937 روی پرده رفت. موفقیت کارتون، بی نظیر بود.

همزمان با درخشش کارتون های والت دیزنی، این کمپانی تجارت های همسو را نیز آغاز کرد. در سال 1930، شخصی به کمپانی پیشنهاد داد که در ازای 300 دلار اجازه چاپ عکس برگردان های میکی ماوس را به او بدهد. کمپانی آن قدر به پول نیاز داشت که این معامله را انجام داد. موفقیت برچسب ها آن قدر زیاد شد که خود کمپانی بعدها افسوس خورد که چرا خود این کار را نکرده است. پس از این به بعد، سیل عروسک ها، بشقاب، خمیردندان و کتاب های شخصیت والت دیزنی وارد بازار شد.

با شروع جنگ جهانی دوم، کمپانی، بازارهای اروپایی و خارجی خود را از دست داد. فیلم های پینوکیو و فانتزیا نتوانستند، هزینه های خود را از فروش تامین کنند. هر دو کارتون هنوز هم شاهکارهای تاریخ انیمیشن و سینما محسوب می شوند. کمپانی سپس دامبو را تولید کرد و هزینه ها را کاهش داد و کارتون، سودده از کار درآمد. اما بازار آشفته بود و چاره ای نبود که کمپانی وارد معامله با دولت شود و برای دولت، فیلم و کارتون تولید کند تا بتواند خود را سرپا نگه دارد. پس از جنگ شرایط بنگاه های اقتصادی سخت شده بود.

چند سال طول کشید تا والت دیزنی بتواند به روال پیش از جنگ برگردد. فیلم های کوتاهی مانند «آهنگ مرا بزن» و «زمان ملودی» تلاش هایی در این راستا به شمار می آمد و بسته هایی بود حاوی چند کارتون در این سال ها دیزنی هم چنین به سوی تولید فیلم های غیرکارتونی رفت، فیلم هایی مانند «آواز جنوب» و «عزیزترین برای قلب ام» از این دسته است.

1950
1950 سالی با دستاوردهای عظیم برای کمپانی بود. فیلم سینمایی غیرکارتونی «جزیره گنج» و انیمیشن کلاسیک کارتونی «سیندرلا» و اولین سریال تلویزیونی دیزنی نشان می داد که دوران رکود و رخوت جنگ به پایان رسیده است. برخلاف دیگر کمپانی های معروف آمریکا، دیزنی موفقیت را در تلویزیون، این اختراع جدید می دید و در سال 1954 جنگ دیزنی در تلویزیون آمریکا گل کرد. شخصیت محبوب این برنامه، دیوید کراکت نام داشت، این شخصیت برای 29 سال و روی سه شبکه اصلی سراسری آمریکا پخش می شد و رکورد طولانی ترین سریال جهان را به خود اختصاص داد.
با موفقیت دیزنی در بازار سینما و تلویزیون، شرکت قله دیگری را برای فتح انتخاب کرد. پارکی رویایی که به ظاهر، شخصیت های دیزنی آن را می گردانند و جایی بود که کودکان می توانستند رویاهای خود را در واقعیت ببینند و خود وارد فیلم های کارتونی شوند. بسیاری این کار دیزنی را حاصل از نوکیسه گی می دانستند. اتهامی که دیزنی را بسیار عصبانی کرد. پارک در 17 جولای 1955 در کالیفرنیا توسط رونالد ریگان، رییس جمهور آینده آمریکا و فرماندار کالیفرنیا در آن روزگار، گشایش یافت. دیزنی خود می گفت: «تا وقتی خیالی و آرزویی وجود دارد که در جهان به واقعیت نپیوسته است، پارک دیزنی هیچ وقت تکمیل نخواهد شد.» این پارک تا به حال دویست میلیون نفر را پذیرایی کرده است.

1960
دهه شصت دهه فیلم هایی بازهم کلاسیک تر بود. فیلم هایی مانند «زیبای خفته»، «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» و «سگ خال دار» از این دسته است.
اما دهه 60 همراه با یک تراژدی برای کمپانی دیزنی بود. در 15 دسامبر 1966 والت دیزنی به علت سرطان شش از دنیا رفت. با از دنیا رفتن والت، برادرش ری رهبری کمپانی را در دست گرفت.

کارتون «کتاب جنگل» و «گربه های اشرافی» در 1970 نشان داد که دیزنی هنوز رهبری دنیای انیمیشن را برعهده دارد.
پیش از مرگ والت دیزنی در فلوریدا زمینی خریده بود تا پروژه بعدی شرکت را اجرا کند. این زمین 28 هزار هکتاری قرار بود دنیای دیزنی نام بگیرد. پارک دیزنی در مقابل این جهان، به مورچه ای روی زمین فوتبال شبیه بود و پارک، هتل های چندستاره مختلف، زمین های گلف، دهکده های تجاری و توریستی داشت که هرکدام را مونوریل به یکدیگر متصل می کرد. اندکی بعد مجله نیوزویک دنیای دیزنی را «اولین مقصد توریستی» جهان اعلام کرد.

ری هم دو ماه بعد از افتتاح «دنیای دیزنی» درگذشت. مدیریت دیزنی را تیمی متشکل از کارد واکر، دان تاتون و رن میلر برای یک دهه برعهده گرفتند. در 15 آوریل 1983 دومین پارک خارجی دیزنی در توکیو افتتاح شد. ژاپنی ها دیزنی را دوست داشتند. روز افتتاحیه پارک، کلاه های میکی ماوسی که فروخته شد بیش از تعداد حاضران در پارک بود.


1980
در تلاش برای گسترش تجارت، دیزنی، کانالی مختص آثار خود را در سال 1983 راه انداخت و همچنین عنوانی جدید برای فیلم سازی به نام تاج استون را به هالیوود معرفی کرد. این سرمایه گذاری، موفق از کار درنیامد و سهام دیزنی در سراسر جهان افت شدیدی کرد. در اکتبر همان سال مایکل ایشنر و فرانک ولز مدیرعامل و رییس دیزنی شدند. آنها شبکه تاج استون تلویزیونی را افتتاح کردند که برنامه «دختران طلایی» را روی آنتن برد.

برخی از آرشیوهای دیزنی در این شبکه تلویزیونی به نمایش درآمد و انیمیشن های کلاسیک دیزنی روی ویدئوکاست در بازار جهان عرضه شد. عرضه ویدئوهای دیزنی، بدهی های شرکت را تسویه کرد. دلیل اش این بود که نسل جدیدی از کودکان متولد شده بودند که کلاسیک های دیزنی برای آنها جذاب و جدید بود. کمپانی بدون آنکه پولی خرج تولید کند، کلاسیک ها را مثل کارتون های جدید می فروخت. عرضه این ویدئوکاست ها سهام دیزنی را به روزهای اوج بازگرداند.
جرج لوکاس و فرانسیس فورد کاپولا، فیلمسازان برجسته هالیوود در سال 1989 تور «کاپیتان EO » و «جنگ ستارگان» را به پارک دیزنی افزودند و همان سال پارک های فلوریدا و سواحل کارائیب به پارک های دیزنی افزوده شد. در 1989 دیزنی با فیلم «چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت» رتبه اول جدول فروش آمریکا را به خود اختصاص داد. فیلم های دیگر مانند «صبح بخیر» و «ویتنام»، هرکدام بیش از صد میلیون دلار فروختند.

1990
کارتون «پری دریایی» هم ثابت کرد که انیمیشن فقط برای کودکان نیست و در 1991 فیلم «دیو و دلبر» برای اولین بار در تاریخ، نامزد بهترین اسکار برای بهترین تصویرسازی شد. کارتون علاءالدین رکورد فروش کارتون را در آمریکا زد و فروش اش از مرز 200 میلیون دلار گذشت و در سال 1994 کارتون «شیرشاه» با فروش 312 میلیون دلار در آمریکا و 783 میلیون دلار در کل جهان، منتقدان فیلم و تماشاگران را حیرت زده کرد. در 12 آوریل 1992 پارک فرانسه هم افتتاح شد. در اولین سال افتتاح این پارک میزبان 11 میلیون نفر بود و پس از آن دیزنی 6 هتل دیگر در این مجموعه در پاریس افتتاح کرد.
پیشروی دیزنی در جهان انیمیشن، با انیمیشن «گوژپشت نوتردام» در سال 1996 ادامه پیدا کرد. پس از آن نوبت رسید به کارتون های «تارزان» در سال 1999 و «فانتزیا» که بازساختی کلاسیک از کارتونی به همین نام در سال 1940 بود. در 1994 دیزنی با همکاری پیکسار اولین انیمیشن تمام کامپیوتری جهان به نام «داستان اسباب بازی» را به بازار فرستاد. نسخه چهار این کارتون امسال وارد بازار شده است. پس از آن کامپیوتر، انیمیشن را فتح کرد و «کمپانی هیولاها»، «در جست و جوی نمو» و «شگفت انگیزان» هرکدام موفق شدند.

اما می توان بزرگ ترین تجارت دیزنی را خرید شبکه ABC دانست. دیزنی این شبکه را با رقم 19 میلیارد دلار به اختیار خود درآورد که در تاریخ آمریکا تا به آن زمان سابقه نداشت. حالا دیزنی دارای شبکه ABC و 10 شبکه تلویزیونی دیگر، 21 ایستگاه رادیویی و هفت روزنامه، شبکه کابلی A &E و شبکه های ESPN شده بود. در 1998 کمپانی، وارد تجارت کشتی های تفریحی کروز شد.
این کشتی های مجلل، سفرهای تفریحی به جزایر اختصاصی دیزنی در کارائیب و پارک های دیزنی در سراسر جهان را فراهم می کردند. موفقیت های دیزنی در سال های اخیر هم ادامه دارد، فیلم هایی مانند «دزدان دریایی کارائیب» و UP از آن دسته است. تاریخ چنین شکوه و قدرتی، حتی برای پادشاهان بزرگ به یاد ندارد، چه برسد به یک برند فیلم سازی.

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط :

تحلیل هویتی برند پاتن جامه

منتشر شده در شنبه, 30 خرداد 1394 07:51
بازدید: 2166

در ابتدا، لازم به اشاره است کلیه مطالب مندرج در تحلیل برندها در جهت بهبود وضعیت برند و همیاری بیشتر در توسعه فعالیت های آن می باشد تا شاید راهی باشد برای درک عمیق تر موانع فعالیت های برند و اصلاح الگوهای رفتاری آن در محیط بازار.
بی شک نام برند پاتن جامه به گوش همگان آشنا است. پاتن جامه با 20 سال سابقه تولید انبوه پوشاک مردانه مانند شلوار جین، کتان، پیراهن، تی شرت، کت، کاپشن و ... در 18 فروشگاه در سراسر کشور در حال فعالیت است. این شرکت مدعی است با بکارگیری ماشین آلات و تکنولوژی بروز، نیروی انسانی مجرب، محصولات متنوع متناسب با سلیقه های گوناگون و عرضه فصلی محصولات قادر است با رقابت با محصولات خارجی موجود در بازار از نظر کیفیت و قیمت، جایگاه خاص خود را در جامعه بدست بیاورد و آمادگی لازم را برای صادرات محصولات به دیگر کشورها احراز نماید. (وب سایت رسمی پاتن جامه)

تحلیل برند پاتن جامه که در ابعاد مختلف انجام می شود در این بخش شامل "تحلیل هویتی برند پاتن جامه" می باشد.

برند پاتن جامه در طی 2 دهه فعالیت با انجام فعالیت های تبلیغاتی مختلف، استقرار نمایندگی ها در شهرهای گوناگون کشور، از اشتهار در میان مردم برخوردار شده است اما این اشتهار در ذهن مخاطبان او چه به یادگار گذاشته است؟ مشتریان پاتن جامه با شنیدن نام آن چه چیزی در ذهن خود تداعی می نمایند و با دیدن و حس کردن چه چیزی به یاد برند پاتن جامه خواهند افتاد؟

راحتی
شیکی
احترام گذاری
مشتری مداری
و....
کدام؟
بدیهی است پاتن جامه و بسیاری از برند های دیگر به دلیل نداشتن هویت و شخصیت برند مشخص دچار پراکندگی در عمل شده، از این رو انسجام، یکپارچکی و دوام لازم را در میان مخاطبان از دست می دهد. همانطور که منشا کلیه رفتارها و عمل های انسان شخصیت و ذات درونی اوست، برند ها نیز از این امر مستثنی نیستند. با بررسی های انجام شده در بخش هویت برند پاتن جامه، مواردی آشکار شد که در زیر به آن اشاره می گردد:

 

 

 

 

 

 

با مراجعه به برخی از شعبات برند پاتن جامه، عدم هماهنگی و یکپارچگی در چینش محصولات، دکوراسیون فروشگاه ها، برخورد پرسنل، عدم جوری و تنوع محصولات به چشم می خورد، چنان که هر فروشگاه حکومتی خودمختار است و مدیر آن فروشگاه بنا به سلیقه شخصی و تجارب خود آن کسب و کار را اداره می نماید. چنین است که عدم یکپارچگی میان شعبات برند پاتن جامه موجب مخدوش شدن تصویر این برند در ذهن مخاطب می شود.

                                                                                                                                                             

طراحی و تولید پوشاک از سبک مشخصی در حوزه مد پیروی نکرده و یا به عبارت دیگر، محصولات تولید شده امضای برند پاتن جامه را ندارد. به عنوان مثال برند پاتن جامه پوشاکی به سبک کلاسیک طراحی و ارائه می نماید یا مدرن، رسمی، اسپرت و ... . این در حالی است که در حوزه برند های مشهور جهانی، مخاطبان به محض مواجهه با سبک طراحی لباس ها و یا دیدن نشانی از آنها برند طراح را شناسایی می نمایند.

چینش البسه در فروشگاه های برند پاتن جامه، مطابق با سلیقه شخصی مدیر فروشگاه بوده و از نظم و شیوه منسجمی پیروی نمی کند و فرد با ورود به فروشگاه، نمی تواند به راحتی مسیر چینش لباس ها را تشخیص دهد.

اغلب شرکت ها از طریق برنامه های بازاریابی و سایر فعالیت های ترویج محصول، حرکت برای ایجاد برند را آغاز می نمایند، اما در نهایت برند چیزی است که در ذهن مصرف کننده ایجاد می شود و به جای می ماند. برند ها فراتر از یک مفهوم بوده و بازتابی از ادراکات ایشان می باشد. از این رو در ساخت، حفظ و توسعه برند با ذهن افراد و درک آنها از پدیده ها روبرو می شویم.( مدیریت استراتژیک برند، ص 16) ذهن انسان تمایز، سازگاری و انسجام، احترام، پرستیژ، اصالت و سایر مفاهیم رفتاری را درک کرده و به آن پاسخ می دهد. چناچه این مفاهیم تصویری متناقض و بی هویت در ذهن مخاطب پدید آورد، برند دچار پدیده اسکیزوفرنی شخصیتی یا همان چندگانگی شخصیتی می گردد و این نقطه همان جایی است که سقوط آن برند آغاز می شود. این چنین است که پاتن جامه در پوشش دهی بازار های داخلی با مشکل مواجه است و در مقابل آن برندهایی مانند بنتون، سیسلی، نکست و ... با شهرتی جهانی در سراسر دنیا فعالیت نموده و کماکان در حال توسعه فعالیت های کسب و کار و برند خود هستند.
در آخر لازم به یادآوری است، درک ارزش ها و ویژگی های شخصیتی برند و ماهیت آن منجر به شناخت هویت یا همان روح برند می شود که سر لوحه کلیه فعالیت های مرتبط با بازار، مشتریان و رقبا قرار می گیرد.

در بخش اول تحلیل برند پاتن جامه به بررسی هویت این برند و اثر آن بر ابعاد مختلف فعالیت های آن پرداختیم و در بخش بعدی به تحلیل هویت سازمانی برند پاتن جامه (Corporate Identity Guide) پرداخته خواهد شد.

 

کارشناس تحلیلگر : ژیلا مقدم


منبع : گروه تخصصی برندتک

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : تاریخچه برند CHANELتعریف برند از دید کلی و جامع نگراسم شرکت خود را چگونه انتخاب کنیم

چی توز ایرانی و چی توز آمریکایی

منتشر شده در شنبه, 30 خرداد 1394 07:44
بازدید: 2368

گروه صنایع غذایی دینا متشکل از ده شرکت است. سهام تمامی این شرکت ها (به استثناء شرکت قوطی آلومینیومی کاوه) به رغم آن که از نظر مالکیت و مدیریت مستقل هستند، در اختیار یک خانواده قرار دارد .
نخستین شرکت عضو این گروه در سال 1338 بنیان گذاری شد. از آن هنگام تا به امروز، این گروه طی سال ها تلاش بی وقفه به اعتباری دست پیدا کرد که حاصل شفافیت، تعهد، انسجام و پیشرفتی خستگی ناپذیر بود .
این شرکت هم اکنون در گسترۀ وسیعی، از جمله شیشه زدن نوشابه های غیرالکلی، تولید اسنک، ساخت قوطی های آلومینیومی، صندوق و جعبه های پلاستیکی و تولید پودر پنیر فعالیت دارد. شاخۀ پخش دینا مسئولیت پخش تمامی این محصولات را بر عهده داشته و بی تردید یکی از گسترده ترین و به روز ترین واحدهای فروش و پخش در کل کشور است . (وب سایت رسمی دینا)
در این تحلیل به برند چی توز خواهیم پرداخت که یکی از زیر مجموعه های گروه صنایع غذایی دینا می باشد. برندهایی مانند چی توز، چی پف، چی پلت و . . . که باحفظ "چی " در ابتدای نام تجاری از استراتژی Link naming استفاده کرده اند.

این روزها دربرخی از سایت ها دیده می شود که به مقایسه و بررسی شباهت های cheetoz که یک برند ایرانی می باشد وcheetos که برندی آمریکایی می باشد پرداخته می شود و به گونه ای این مطالب را عنوان می کنند که گویی کشف بزرگی کرده اند .

اما پسندید است تا به جای تضعیف برند های ایرانی ، به پویایی و سرآمد شدن آنها کمک کنیم.
همانگونه که می دانیم ،هر اقدامی از سوی هر سازمانی در راستای برندینگ، بازاریابی و تبلیغات، مستلزم آن است تا بر اساس هویت سازمان اقدام شود و در صورتی که هویت برند (Brand Identity)را به درستی تشخیص نداده باشیم ؛در امور فوق دچار سر در گمی شده و متعاقبا، مسیر اشتهار در ذهن مشتریان نیز به نادرست انتخاب خواهد شد و یا در دام تبلیغ در راستای هویت برند رقبا خواهد افتاد.

در ادامه هویت برند چی توز بیشتر مورد تحلیل و بررسی قرار خواهد گرفت.

و این تحلیل ادامه دارد.....

کارشناس تحلیلگر : محمد محقق هرندی

منبع: گروه تخصصی برندتک

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط :تعریف معماری برند | Brand Architectureمفهوم تصویر برند | Brand Imageتحلیل تبلیغ محصول تافی

تحلیل هویت سازمانی برند پاتن جامه

منتشر شده در شنبه, 30 خرداد 1394 07:41
بازدید: 2160

همانطور که پیشتر اشاره شد در بخش دوم تحلیل برند پاتن جامه به تحلیل هویت سازمانی این برند مانند، لوگو، شعار، رنگ سازمانی، فروش افزارها و ... پرداخته خواهد شد. اما قبل از شروع، جهت هم کلامی و درک مشترک از این واژگان، به تشریح و تعریف آن ها می پردازیم.

لوگو/ آرم/ نشانه
از دیدگاه نشانه شناسی، دسته بندی لوگو برحسب ترکیب عناصر زبانی و شمایلی انجام می گیرد که به 3 دسته تقسیم می شوند:

Logotype (آرم نوشتاری) که در آن فقط از نشانه های زبانی استفاده می شود مانند یک نام، یک یا چند حرف که می توانند نام اختصاری سازمان باشد.
Logo Iconique (آرم شمایلی) که با ترکیب عناصر شمایلی یا تجسمی طراحی می شوند که می تواند تصویر تجریدی، تصویر یک شی، یا نقشی باشد.
Logo Mixte (آرم تلفیقی) که ترکیبی از عناصر شمایلی و نوشتاری در طراحی می باشد.
و اما نشانه برند پاتن جامه در کدام یک از گروه های فوق قرار می گیرد؟

                                                                                                       

این چنین به نظر می رسد که نشان برند پاتن جامه از دسته سوم، یعنی تلفیقی باشد چرا که بخش تجسمی نشان، که در بالای تصویر قرار دارد از خطوطی که یک نقش را می سازند، تشکیل شده است و بخش زیرین که شامل نام برند بوده و خط نگاره ای برای آن تعریف شده است. حال سوالی که مطرح می گردد، این است که این طراحی بر اساس چه هویتی از برند طراحی شده است؟ آیا به واقع لازم است تا ارزش های پایه ای برند، ویژگی های آن و سایر المان های هویتی در طراحی عناصر بصری مورد توجه قرار گیرد؟
لوگو، دامنه وسیعی از جلوه های بصری را، از طرح های منحصر به فرد در نگارش نام شرکت ها یا علائم تجاری تا طرح های انتزاعی، در بر می گیرد و یکی از عناصر تمیز دادن هویتی برند شرکت از سایرین است. افراد هر روز با مفاهیم و ایده های متعددی روبرو می شوند که تنها ایده ها و عناصر جذاب و جالب را به خاطر می سپارند و در این میان یک لوگو با طراحی خوب می تواند یکی از این عناصر جذاب باشد.
یک لوگوی خوب بایسته است تا در بردارنده چندین ویژگی باشد:

انطباق با ماهیت و هویت برند
ارتباط با صنعت و حوزه فعالیت
توصیف پذیر بودن
قابلیت به یاد سپاری
تاثیرگذاری بصری در مخاطب
مقیاس پذیری در ابعاد مختلف
به روز بودن
حال برند پاتن جامه کدام یک از موارد فوق را در خود جای داده است؟ خطوط استفاده شده و نقش متجسم از آن، تداعی گر لوگوی شرکت های فعال در حوزه B2B بوده و ارتباط این برند را با صنعت پوشاک مشخص نمی سازد. همچنین، این لوگوی تلفیقی، که تلاش بر نمایش حروف P ، Cو Tرا دارد، مبین هویت و ماهیتی مشخص و قابل درک از برند پاتن جامه نزد مخاطب نمی باشد و صرفا به اجرای نامفهوم و گرافیکی این نام پرداخته است. پرسش اساسی این است که با در نظر گرفتن نکات فوق، ذهن مخاطب چگونه باید با این مفهوم انتزاعی ارتباط برقرار نماید و با پیش فرض برقراری ارتباط در نگاه اول (At a glance) ، آیا این نشان در ذهن ایشان ماندگار خواهد بود؟
برای پاسخ به پرسش فوق، نخست باید نیم نگاهی به مفاهیم پایه علم روانشناسی و نحوه ی ادراک انسان از پدیده ها داشت. درک موضوعات و پدیده ها در ذهن انسان توسط گشتالت ذهنی اتفاق می افتد و میزان برجستگی مفاهیم درک شده در ذهن، به میزان انطباق این مفاهیم با حوزه گشتالتی ذهن بستگی دارد. مطابق با نظریه گشتالت، ما هر چیزی را به شکل یک کل معنی دار تجربه نموده و محرک های جداگانه را نمی بینیم. به عبارت دیگر، هر آنچه را که مشاهده می کنیم اجزای ترکیب یافته در یک بستر مشخص (گشتالت) هستند که در قالب یک کل برای ما معنی می یابند. با این تفاسیر دیدن نشان برند پاتن جامه به عنوان یک کل، توسط ذهن چگونه درک می گردد؟ آیا گشتالت ذهن، می تواند آن را به عنوان یک پدیده برجسته درک نماید؟ با یک نگاه اجمالی به نشان تجاری این برند، در می یابیم که پاسخ این پرسش به طور قطع، منفی است. ذهن با دیدن این نشان قادر نیست ارتباط ملموسی با آن بر قرار کند. بیننده می بایست به محض دیدن یک نشان با آن ارتباط بصری بر قرار نماید که این ارتباط بر اثر پدیده تکرار (در مکان مناسب، زمان مناسب و ...) می تواند منجر به ماندگاری در ذهن وی گردد و از آنجایی که ذهن انسان به شدت گرایش به ساده دیدن و کمینه کردن پدیده های اطراف خویش دارد، به نظر می رسد که بهتر است جهت ساختن یک المان بصری ماندگار در ذهن مخاطب به اصل ساده سازی (Simplicity) توجه بیشتری نماییم و یا اگر تمایل به استفاده از ترکیبات پیچیده تر داریم به خاصیت کشف تدریجی و جذابیت های بصری آن با وسواس بیشتری بنگریم.
مجموع تحلیل های یاد شده، همگی بر میزان اثربخش بودن نشان بر روی مخاطبان نقش دارند و از عوامل تعیین کننده آن به شمار می آیند.
در مجموع، به نظر می رسد، نشان تلفیقی برند پاتن جامه در یک دوره زمانی خاص(و نه چندان نزدیک به امروز) باقی مانده است و نه تنها خود را با تغییرات محیطی- فرهنگی هم تراز نمی سازد بلکه تفاوت های ایجاد شده در سبک زندگی افراد جامعه و کار و کسب را نیز نادیده گرفته است. از این رو، جهت برقراری ارتباط موثر با مخاطبان و القای حس احترام گذاری و تکریم مشتری بایسته است تا این نشان تجاری مورد بررسی و طراحی مجدد قرار گیرد.
با توجه به کثرت مطالب موجود در این زمینه، تنها فرصت شد تا در بررسی هویت سازمانی برند به مقوله نشان تجاری این برند بپردازیم، از این رو، در تحلیل بعدی سایر عناصر بصری برند پاتن جامه را در مقوله هویت برند سازمانی مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.

 

کارشناس تحلیلگر : ژیلا مقدم و آرش شفیعی


منبع : گروه تخصصی برندتک

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : انتخاب نام شرکت و انتخاب نام برندمفاهیم کلیدی برند | تعاریف برنداستراتژی برند

 

برندهای برتر