Back to Top

 

                  

 

 

    

تبلیغ سریالی شرکت پوما

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 11:11
بازدید: 2521

مهمترین تکنیک بکار رفته در این تبلیغ، تکنیک سریالی می­باشد، که روشی از تکرار پیام به شیوه نامکرر است . به بیان دیگر، در هر تبلیغ مفهوم و روش یکسان بوده و تنهاظاهر آن تغییر می یابد. برخلاف نظریه دو عاملی که تکرار مکرر پیام را در نهایت موجب افت توجه و درک مخاطب می داند، در این تبلیغ توجه بیننده بصورت فزاینده و هر بار به شکلی جدید، به سمت مفهوم اصلی پیام معطوف می شود.

شیوه جالب توجه دیگر، وام گرفتن گاه و بیگاه از داستانها و روایات آشنا در طراحی تبلیغ می باشد که تحت عنوان Intertextuality نامیده می شود. به طور مثال در تبلیغ فوق، روایت آشنای لاک پشت و خرگوش و یا گرگ و بره، توجه بیننده را جلب می نماید، سپس چشم بیننده به دنبال بقیه ماجرا به کند و کاو تصویر پرداخته و در اینجاست که پیام اصلی به او منتقل می شود.
از سوی دیگر، کاربرد نامتجانس حیوانات جاندار در جوار کفش های بی جان که مصنوع دست بشراند، بصورت کاملاً آگاهانه انجام گرفته است که منجر به انعکاس جانداری در کفش ها می شود. از نظر تکنیکی، هنگامی که مجموعه ای از عناصر مختلف، خواه مشابه و همسو و خواه نامشابه و غیرهمسو، در کنار هم قرار داده میشوند، ذهن انسان خصوصیات آنان را در هم آمیخته و از هم باز نمی شناسد و البته خصوصیات از سمت عنصر غالب به درون عنصر دیگر سرریز می شود تا آنجا که آن عنصر نیز در ذهن مخاطب رنگ و بوی عنصر غالب را پیدا می کند (Super Impose) . در این نمونه های سریالی، اندک اندک بین کفش ها و حیوانات رابطه خویشاوندی پدید آمده و قدرت، چابکی، اصالت، انعطاف و هر آنچه مربوط به حیوانات است از آن کفش ها نیز میشود.
در نهایت استفاده از همه این تکنیک ها موجب درگیری فعال ذهن بیننده با فضای تصاویر می شود به نحوی که شاید ذهن برخی افراد بخش های خیالی را به تصاویر اضافه کند و با تکمیل تصویر، فضاها و مفاهیم مورد علاقه آنان را باز آفرینی نماید. گویی که از دریچه تصویر، از اینجا به جای دیگری نظر می کنند. یعنی آنکه تک تک عناصر مورد تجربه در مجموعه تبلیغات آشنا و همین جایی(Here ) می باشد و ترکیب این عناصر با یکدیگر، برروی هم ذهنیت و تصویری را ترسیم می نماید که دیگر همین جایی آشنا نیستند نه آنقدر دور هستند که بیگانه(Other ) شوند و نه آشنای کامل که هر روز در همین جا تجربه می کنیم(Here )، بلکه تجربه ای از اینجا ولیکن به گونه ای متفاوت، ناآشنا و جدید است. این همان اینجای دیگر(The other here ) می باشد.

کارشناس تحلیلگر : لیلا بینش

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : تحلیل تبلیغ نایکیتحلیل تبلیغ یک موسسه کاریابیتبلیغ پژو 607 در برابر رنو

تحلیل تبلیغ محصول تافی

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 11:08
بازدید: 2469

در این مجموعه از تبلیغات سریالی برند Celebration (برای محصول تافی) نخستین تکنیکی که جلب نظر می­کند، استفاده از روایت اصلی در متن و خرده روایت در حاشیه می­باشد، بدین معنی که روایتی آشنا به تصویر کشیده می­شود تا بیننده لختی تامل کند و اجازه ورود پیام به فضای شخصی خود را بدهد و در این میان، پیام اصلی در متن خرده روایت جانبی گنجانده شده است. اینگونه واکنش منفی و مقاومت مخاطبان در مقابل یک پیام تبلیغاتی به شدت کاهش می­یابد زیرا که محور مجموعه سریالی این تبلیغات بر روی روایت اصلی ساخته شده­است. چنانچه این تبلیغ بدون بهره­گیری از مضامین و روایات متنی، طراحی شده بود (مثلا شامل تصویر کودکی بود که می­خندد و تافی Celebrationرا می­خورد) جذابیتی برای بیننده ایجاد نمی­شد و تاثیری بر وی نمی­گذاشت. زیرا مخاطبی که همه­روزه با انبوه بی­پایان پیام­های تبلیغاتی بمباران می­شود، ترجیح می­دهد بگریزد و تبلیغ جدیدی نبیند، مگر آنکه در نگاه نخست چیزی جز تبلیغ، نظرش را جلب نماید. این همان امری است که با محور شدن روایت اصلی و مستمر شدن تبلیغات در خرده روایت جانبی در این مجموعه حاصل شده است.
بعلاوه، روایت­های اصلی خود روایت­های دیرآشنایی هستند؛ مانند داستان لذت از شکست رقیب، یا لذت خلاص شدن والدین از دست فرزندان دردسرساز و یا داستان شیطنت و بدجنسی میان دانش­آموزان پسر با دختر، داستان­های ملموسی می­باشند که همه­ی افراد در زندگیشان تجربه نموده و شیرینی آنها را حس کرده­اند. شاید این نوع لذت از نظر اخلاقی اندکی منفی به نظر برسد، لیکن ماجرا بیشتر جنبه­ی طنز داشته و بجای یک ناهنجار، به یک شیطنت شیرین، با حس دلپذیر کودکانه بدل شده­است و همین امر به ماندگاری تبلیغ کمک می­کند. اینگونه است که تکنیک هم­ذات­پنداری به شیوه­ی هوشمندانه­ای به کار گرفته شده تا آنکه بخش کودکانه و شیطنت خود شخصیت از او با مجموعه تبلیغاتی هم­ذات­پنداری نماید.
نکته جالب دیگر اینکه در هر سه تبلیغ لذت موفقیت را می­بینید و اینکه در پوست خود نخواهید گنجید اما این نوع از موفقیت به شیوه­ای زیرکانه و پنهانی و اصطلاحا در فضایی مادینه خلق شده­است (بر خلاف روشهای مستقیم موفقیت ناشی از نبرد و مبازره آشکار که اصطلاحا در فضایی نرینه خلق می­شوند). احتمال دارد این تبلیغ با مخاطبینی که روحیات و فرهنگ­های مادینه­تر دارند، ارتباط قوی­تری برقرار نماید
در نهایت، همه ما در نهان خود چنین تجربیات شیرینی را داشته­ایم و با آن هم­ذات­پنداری می­نماییم. استفاده از فضاهای شهری و مردم عادی و عدم استفاده مدل­ها و سوپر استارها، به باورپذیری و هم­ذات­پنداری بیشتر کمک می­نماید. استفاده صحیح از نام محصول (Celebration) و ساخت شعار حول این مفهوم و با استفاده از عین کلمه (When you want to Celebrate!) نیز تکنیک هوشمندانه دیگریست که به یادآوری ساده­تر برند در ذهن کمک می­کند.
در نظر داریم که در زبان انگلیسی که یکی از پویاترین زبان­های جهان از جنبه میزان تغییرات آن در این روزگار است، امکات تغییر یک اسم (celebrate به عنوان اسم برند) به فعل (celebrate به معنای جشن گرفتن و شادی کردن) کاملا ممکن است؛ هر چند که اساسا خود واژه­ی celebrate در این شعار تجاری نقش جناس تام دارد که معنای اسمی و فعلی را یکجا ایفا می­نماید.

کارشناس تحلیلگر : لیلا بینش

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : تحلیل تبلیغ موسسه خیریه Cordaidتبلیغ سریالی شرکت پوماانتخاب نام شرکت و انتخاب نام برندریشه لغوی برند

تحلیل تبلیغ یک موسسه کاریابی

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 11:05
بازدید: 2571

مجموعه تبلیغات موسسه کاریابی Jobs In Town
نخستین تکنیکی که در این مجموعه جلب توجه میکند Illusion Optical و توهم دیدن چیزیست که در واقعیت وجود ندارد.این تکنیک معمولاً در تبلیغات سبک پارتسان(پارتیزانی) دیده میشود (تبلیغات پارتیزانی شیوه ای از ارائه پیام است که با استفاده از مکانهای غیر منتظره و نا معمول و شیوه های غیرمرسوم اجرا میشود و عموماً ارتباط بسیار قوی با ببیننده ایجاد میکند). انتخاب ابعاد واقعی انسان ها و طراحی و اجرای عالی و منطبق بر مکان، به باورپذیری توهم دیداری کمک میکنند. انتخاب ماشین های خدماتی و تصور اینکه هم اینک فردی دارد از داخل آن به شما خدمتی میکند و انتخاب صحیح اندازه ها آنراباور پذیر تر کرده است.
اما دلیل اصلی موفقیت این تبلیغ، خلاقیت در انتخاب موضوع آنست. مخاطب این پیام گروه بزرگی از شاغلین هستند که از کارشان راضی نمی باشند ( در زمان اجرای این مجموعه در آلمان، تنها 13% از شاغلین کشور از کار خود رضایت داشتند.) نشان دادن افرادی که داخل ماشین های تنگ و تاریک گیر افتاده اند و محکوم هستند تا ابد کارهای بسیار بیهوده ای مانند شستن لباسها با دست، پیچیدن سیگاربا دست، یا حتی بازرسی چمدانها با چراغ قوه! را انجام دهند، فضایی بسیار تامل برانگیز و تاثیر گذار ایجاد نموده است.
فضای تنگ داخل محفظه ماشینها، به نوعی نشانگر فضای تنگ بازار اشتغال است و طاق کوتاه بالای سر که اجازه بلند شدن را نمیدهد بیانگر اینست که با انتخاب شغل غلط تا آخر عمر برده و محبوس خواهید ماند.
بعلاوه تبدیل نارضایتی معنوی به نارضایتی فیریکی و استفاده از روش طنز و اغراق در بیان یک واقعیت ساده، باعث افزایش تاثیر گذاری تبلیغ شده است. با انتخاب روش طنز نه تنها با مخاطب از در دوستی درمی آمده ایم و اورا به فکر فرو میبریم، بلکه بصورت ضمنی موسسه مذکور را به عنوان انتخاب درست معرفی میکنیم. هر قدر شرایط فرد داخل ماشین بد تر و مفلوک تر باشد، تمایل بیننده برای پذیرش موسسه مذکور به عنوان منجی بیشتر میشود( استفاده از اسطوره ناجی)
انتخاب مکان های نمایش تبلیغ با توجه به محلهایی است که مخاطب بیشترین تردد را دارد( مسیر رفت و برگشت به محل کار و هنگام استراحت پس از کار) که شامل ایستگاه مترو، پمپ بنزین، فرودگاه، کلاب، بار و مراکز خرید میشود.
از سوی دیگر، فضای تنگ و بسته و نامتناسب درون محفظه ماشین، موجب ایجاد کنتراستی شده که تاکید پیام را دو چندان میکند. همچنین مخاطبین زیادی که از کارشان رضایت ندارند با دیدن افرادی که داخل ماشینهای تنگ و تیره گیرافتاده اند، دچار همزاد پنداری میشوند و سوالی که پس ذهن همه آنها ایجاد میشود اینست: آیا من هم مثل اینها هستم؟ آیا کارم را دوست دارم؟و این طرح سوال باعث ماندگاری پیام و ایجاد نیاز میشود.
در نهایت میبینیم که نحوه اجرای پیام اصلی، کاملاً منطبق بر مفهوم پیام است و بیننده را بخوبی به سمت شعار هدایت میکند
: Life’s too short for the wrong job.
تمامی این تکنیک ها و بسیاری نکات و پیچیدگیهای دیگر، تبلیغی را خلق نموده که با درگیرسازی ذهنی مخاطبان تاثیرگذاری قابل توجهی داشته است. این مجموعه در فاصله سالهای 2006 تا 2008 درآلمان مورد استقبال ویژه قرار گرفت و مخاطبین موسسه را تا 25 درصد افزایش داد.

کارشناس تحلیلگر : لیلا بینش

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : تبلیغات پارتیزانی | تبلیغات خلاقانتخاب نام شرکت و انتخاب نام برندریشه لغوی برندتحلیل هویتی برند پاتن جامه

تحلیل تبلیغ موسسه خیریه Cordaid

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 11:02
بازدید: 2636

تحلیل تبلیغ موسسه خیریه
کمپین « مردم نیازمند» به سفارش موسسه خیریه Cordaid توسط شرکت تبلیغاتی «ساچی اند ساچی» تدوین گردید و موفق شد شیر نقره ای فستیوال بین المللی تبلیغات Cannes 2007 را از آن خود نماید. به نظر میرسد مقصود کمپین یادآوری و جلب توجه افرادی است که محرومیت های مردمان را فراموش کرده اند و جدای از تحلیل های متفاوت موجود، کمپین در رسیدن به هدفش موفق بوده است. از آنجا که برای موسسات خیریه مشارکت مردم حیاتی است باید بیشترین تاثیر را جلب توجه مخاطب، انتقال صحیح پیام و تشویق به عمل داشته باشند و بی شک این کمپین در گام اول بسیار موفق بوده است. در ادامه به بررسی برخی جنبه های تبلیغ می پردازیم که به ذهن نگارنده خطور میکند و قطعاً نظرات بیشتر و تکمیلی مخاطبین محترم مد نظر است.
اسکیما: در اولین نگاه اسکیما یا طرح واره ذهنی مخاطب از ژست افراد و نورپردازی و تصویر سازی، تشخیص فضای مد میدهد که با کمی تاٌمل متوجه نقطه تضاد آن با پوشش کلی، سیما، اندام و مکان مصور شده یا جریان های حاکم بر فضای فشن هویدا می شوید.
تعلیق: در این مرحله شک اینکه «آیا واقعاً تصویر نشان داده شده فشن است یا نه؟» برای چند لحظه کوتاه بیننده را درگیر میکند و احتمال توجه به تبلیغ را بالا میبرد . از آنجا که قیمت اقلام خیلی بالا نیست، افراد قشر متوسط به بالا که مشریان مجلات مد هستند هدف این تبلیغ می باشند.
خوشه نشانه های هم گرا: سعی شده است با خوشه ای از نشانه های هم گرا، فقر با چهره ای نه چندان زشت نمایان شود، اما بیش از آن، مفهوم افریقایی بودن با استفاده از البسه، زیور آلات، پس زمینه خالی از هر عنصر مدرن، لاغری و نحیفی و نگاههای عمیق افراد منتقل میشود. واقعیت فقر (سرد، خاکستری، بی روح و کسالت بار) در تضاد با فضای عکس های دنیای مد( زنده، رنگی و شاداب) است. اما انگار این تضاد، توجه بیننده را به سمت فرد افریقایی میبرد تا فقر.
ناخوشایند ماندگار: اصولا موضوع فقر ناخوشایند ماندگاراست و چون از هر چیز ناخوشایند گریزانیم وقتی ما را با آن روبرو می کنند تیزی لحن و تندی طعم محرومیت اثری ماندگار می گذارد. هر چند فقر در این تصاویر فقری فاجعه گون نیست و در میان همهمه شهرهای بزرگ نمونه های بسیار دلخراش تری یافت شود.
درونی سازی : در ادامه توجه مخاطب از بیرون به سمت احساس خود و درون خویش جلب می گردد و نوعی شرمساری و عذاب وجدان عدم توجه به درد همنوعان در وی بروز می کند. درد همنوعی که می شود با همان مبلغی که برای یک قلم خرید تا حدی تشفی یابد.
محتوی پیام : اشاره به وظیفه انسانی کمک به همنوع ، محتوی هنجاری احساسی دارد که به ذات تاثیر گذار است. اما مقایسه قیمتی روی تصویر، یک وصله عقلانی است که پیام را اینطور تنزل میدهد که:« لا اقل 5/1 یورو هم به ما بده!! »
نحوه ارتباط با ناخودآگاه: از آنجا که وجه غالب فضا مشابه فضای مد است جنبه غالب Narcissist می باشد که در عین حال به دنبال ایجاد حس Sympathy می باشد
گره روانی: مظلومیت یک گره روانی بسیار ژرف در درون انسانهاست، که در صورت استفاده صحیح منجر به واکنش مساعد میشوند، هرچند به نظر نمی رسد مردم بومی افریقا نماد فقر و مظلومیت باشند. افراد داخل تصاویر با لوازم مدرن فاصله معنا داری دارند اما لزوماً بدبخت تر نیستند.
تجانس تصاویر با مضمون پیام: همانطور که پیش از این اشاره شد تصاویر با واقعیت فقر که مضمون اصلی پیام است تجانس کمی دارند. شیوه های تصویر سازی، فقر را زیر هاله ای از جلوه های گرافیکی محو و به آن حسی از دنیای مد داده است( تلاش برای پوشاندن بخشی از زشتی فقر مانند شمشیر دو لبه است). آنچه باقی مانده، مردم افریقا هستند که به عنوان نماد فقر و بیچارگی معرفی میشوند.
تناسب با شان مخاطب: تصوٌر ساده انگارانه از فقر(افراد سیاه پوست لاغر و نحیف با وسایل گرانقیمت) بهمراه مقایسه قیمتی، بیان سطحی و کودکانه فقر است که با شان مخاطب همگونی ندارد.
و در نهایت از دیدگاه نظریه لنگری ذهن، اصالت و زیبایی موجود در پوشش و نگاه با عزت نفس بومیان، بیشتر جایگاه کالاهای موجود در تصاویر را در نقطه کانونی توجه قرار داده تا زشتی فقر را.

کارشناس تحلیلگر: لیلا بینش

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : تبلیغات خلاقانه برندهای کفشتحلیل تبلیغ نایکیتبلیغ سریالی شرکت پوما

تبلیغات خلاقانه برندهای کفش

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 10:59
بازدید: 3033

تبلیغات خلاقانه حد و مرزی نداشته و با استفاده از تبلیغات چاپی به همراه نوآوری می توان به میزان فروش محصولات افزود. در ادامه قصد نمایش عکس هایی جالب و خلاقانه از برندهای کفش را خواهیم داشت.

دیگر نمی توان تنها با نمایش یک جفت کفش براق توجه مشتریان را به خود جلب کرد. بایستی در تبلیغات با استفاده از مطالب و موضوعات خلاقانه ای که افراد قبلا آن ها را ندیده باشند چالشی در ذهن مخاطب ایجاد کرد و آن ها را به فکر واداشت. شرکت های مطرحی هم چون Nike و Adidas و ... پول های زیادی بر روی طراحان و کپی رایترهای با استعداد سرمایه گذاری می کنند. در عوض، آن ها نیز مفاهیمی مبتکرانه و طرح هایی جذاب که باعث افزایش فروش می شوند را با خود به همراه می آورند. تعجب آور نیست که دیگر تولیدکنندگان کفش نیز در این مسیر گام بردارند.

 

 

 

module تبلیغات}

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : مزیت های داشتن یک برندتبلیغات پارتیزانی | تبلیغات خلاقتبلیغ سریالی محصول چیپس

تبلیغ پژو 607 در برابر رنو

منتشر شده در دوشنبه, 25 خرداد 1394 10:55
بازدید: 2541

کمپین با تم «موش و گربه» و «گرگ و میش»، توسط آژانس تبلیغاتی BETC فرانسه بین سالهای 2003 تا 2005 اجرا گردید و
بخشی از رقابت نزدیک بین دو تولید کننده فرانسوی (پژو و رنو) را پوشش داد.
برخی تکنینک های بکار گرفته شده در این مجموعه موفق را میتوان اینگونه استنباط نمود:

اسکیما: تکنیک اسکیما مانند همیشه، بیننده را جذب می کند و سپس از طریق خرده روایت، قدرت و چیرگی به پژو ربط داده می شود. اسکیمای قرار نداشتن ماشین ها در جای خود در پارکینگ، اسکیمای پنهان شدن خودرو ها بصورت عمودی و البته اسکیمای نقطه سفید در دل زمینه سیاه که در همه تصاویر بکار گرفته شده است.
بینامتنیت: ترکیب دو رگه است که در میان این دو بیننده فرصت خلاقیت دارد. روایت های موش و گربه و گرگ و میش، داستان آشنایی است که بلافاصله پس از اسکیما، توجه بیننده را جلب و وارد حوزه آشنای او می شود.
تکنیک Deconstruction and Reconstruction نوعی روایت پست مدرن از داستان های فوق است که گویی حیوان شکارچی و شکار را می بینیم و نمی بینیم . رنو موش هست و نیست / پژو گربه هست و نیست. ندایی بگوش میرسد که:"مراقب باش! پژو (شکارچی دردنده جنگل- خیابانها-) همین نزدیکی هاست"، بدون آنکه جمله ای نوشته شده باشد.
نتیجه همه مهارتهای فوق «تعلیق» است که بیننده برای لحظاتی درگیر میشود تا گره تصویر را بگشاید و این چالش و درگیری ذهنی جزو علایق و سرگرمی های ذهن انسان است.
مکانیسم دفاع روانی: یکی از روش هایی که پیام را ماندگار می کند برقراری ارتباط با ناخودآگاه بیننده است که خود سه بخش دارد(Narcissism( Sympathy,Aggressiveness . این تصاویر قطعاً از نوع Aggressiveness است و برای افرادی که دوست دارند خشن باشند جذابیت دو چندان دارد.
خوشه نشانه های هم گرا: حوادث عموماً در فضاهای خلوت و تاریک یا مشابه شکارگاه رخ داده است و احساس گیر افتادن و بی دفاعی( بهم چسبیدن،کنج دیوار)، ضعف( اندازه کوچک، سفید در برابر سیاه) و وحشت (تاریکی، گیر افتادن، پنهان شدن) را برای رنو و قدرت، چیرگی و درنده بودن را ( چشم گربه سان- گرگ، اندازه بزرگ، رنگ سیاه، سایه گربه، حالت آماده برای حمله) برای پژو القا می کند گویی در آنی بسوی شکار حمله ور خواهد شد.
موضوع Repositioning in comparison with Renault با توجه به اینکه پژو 607 چند سال قبل ساخته شده و در سال 2003 مجدداً طراحی شد نیاز به جایگاه سازی مجدد در مقابل رقیب دیرینه داشت
محتوی پیام: هنجاری است چراکه اشاره به روایتهای آشنا دارد و از روزنه آنها، پیام را در ذهن می نشاند.
در نهایت مردگونگی (Masculinity) در فضای تصویر، که مبارزه و تهدید مستقیم را دربردارد دیده می شود.

 

کارشناس تحلیلگر : لیلا بینش

 

 

 

 منبع : برندتک

مطالب مرتبط : تاریخچه پپسیتعریف برند از دید کیفیتمفاهیم کلیدی برند | تعاریف برند

 

برندهای برتر